پیام‌آور مرگ؛ ترامپ: امشب یک تمدن خواهد مرد

ترامپ

ترامپ در آخرین پست خود روز سه شنبه، ساعاتی قبل از پایان اولتیماتوم خودنوشت:

امشب یک تمدن به‌طور کامل نابود خواهد شد؛ نابودی‌ای که دیگر بازگشتی برای آن متصور نیست. من نمی‌خواهم چنین شود، اما به احتمال زیاد همین اتفاق خواهد افتاد. با این حال، اکنون که تغییر رژیم به‌طور کامل و تمام‌عیار تحقق یافته و ذهن‌هایی متفاوت، هوشمندتر و کم‌تر افراطی بر اوضاع مسلط شده‌اند، شاید اتفاقی واقعاً شگفت‌انگیز و انقلابی رخ دهد؛ چه کسی می‌داند؟ امشب خواهیم دید. این، یکی از مهم‌ترین لحظه‌ها در تاریخ طولانی و پیچیدهٔ جهان است. ۴۷ سال باج‌گیری، فساد و مرگ، سرانجام به پایان خواهد رسید. خدا مردم بزرگ ایران را حفظ کند.»

این تنها چند جملە از حرف‌های ترامپ است. این سخنان، دیگر واژه‌های سادەی نیستند بلکە سایه‌ اندیشه‌ تاریکِ‌اندیشان در رأس قدرت کنونی آمریکا، سر برمی‌‌آوردە و با زبانی آغشته به آتش، بر جهان می‌وزد. صدایی که بی‌هیچ لرزشی، نابودی را بر زبان می‌آورد و از شراره‌ای سخن می‌گوید که می‌تواند در لحظه‌ای، هستیِ میلیون‌ها انسانِ بی‌پناه را به خاموشی بسپارد، گویی جان، در قاموسِ ترامپ، جز عددی بی‌روح نیست. چه این کابوس تن به واقعیت نسپارد، چه همچون غباری شوم در افقِ آینده معلق بماند، نفسِ زایشِ چنین کلامی دهشت‌بار است. این واژه‌ها نفس نمی‌کشند، می‌سوزند؛ بوی خاکستر دارند و طعمِ سکوتِ پس از فریاد. انگار زمان، در حلقه‌ای شوم، به عقب خزیده است و زخمِ کهنه‌ی تاریخ، آن سوختگیِ بی‌مرهمِ هیروشیما و ناکازاکی، بار دیگر دهان گشوده، این‌بار با سایه‌ای که بر آسمانِ ایران گسترده می‌شود. در این کلمات، چیزی فراتر از سیاست جریان دارد و آن خاموشیِ وجدان، فراموشیِ انسان، و گسستی سرد از معنای زیستن است و از همین‌روست که این صدا، دیگر یک تهدید نیست؛ مرثیه‌ای‌ست پیشاپیش سروده برای فاجعه‌ای که هنوز رخ نداده، اما بوی آن، همچون دودی ناپیدا، در هوای جهان پیچیده است.

صدیق جهانی

سه شنبه ۱۸ فروردین ۱۴۰۵