اسد گلچینی
ناصر اصغری، یار “دست راست” حمید تقوایی، اینبار هم نقاب از چهره برداشت و در واکنش به بمبارانهای اخیر و پروژه کشاندن ایران به “عصر حجر” با وقاحت اعلام کرد:
«یک پایان وحشتناک، بهتر از یک وحشت بیپایان است.»
این فقط یک جمله نیست؛ این ترجمان بیپرده ذهنیت و آرزوی تمام مدافعان حمله نظامی به ایران است: رؤیای انداختن بمب اتم،البته از نوع “سوزنی”! بمبی که قرار است در خیال آنها، تمیز و بیدردسر، فقط “دشمنان” را در یک گوشه نابود کند و بقیه جامعه را دستنخورده باقی بگذارد.
اما این توهم کثیف پیش از این هم تکرار شده است؛ از فاشیستهای سلطنتطلب گرفته تا ع. مهتدی و امیشای ایلیاهو، که درباره ایران و غزه همین نسخههای مرگبار را پیچیده بودند. نسخههایی که نه ربطی به انسان دارند، نه به جامعه، و نه به کوچکترین ارزش انسانی.
در دستگاه فکری اینها، “جامعه” اصولاً موضوعیت ندارد؛ انسانها عددند، و زندگیها قابل حذف. سوسیالیسم ادعایی ناصر اصغری هم چیزی جز همین بیگانگی عمیق با جامعه و رهایی آن نبوده
،سوسیالیسمی که بهجای ایستادن کنار مردم، از فراز تخیل بیمار خود نسخه ویرانی میپیچد.ذهنیتی جداافتاده، و سیاستی که بیشتر به هذیان یک «بچهمحصل مریخی» میماند تا به هر شکل جدی از مبارزه برای رهایی انسان.
۳ آوریل ۲۰۲۶
