6
اسد گلچینی:
در رأس تعرض به سیران عربی به دلیل شوخی درباره محمد ماملی، انجمنها و جریانهایی قرار گرفتند که خود را پیشرو در جنبش کردایتی میدانند. “انجمن هنرمندان در مهاباد” و “خبرگزاری راسان” و امثالهم از این جمله اند. خبرگزاری راسان تبدیل به بلند گوی این تعرض ارتجاعی شد و حتی با استقبال از دستگیری سیران عربی تو سط نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی، تلاش کردند این تعرض را به سیران و مدافعانش به یک “درس عبرت” برای جامعه تبدیل کنند.
آنچه در این ماجرا همگان توانستند ببینند، چیزی جز بازتولید همان منطق “نهی از منکرات” اسلامی نبود؛ با این تفاوت که این بار چماق نهی از منکر در دست بخشی از فرهنگ و سیاست کردایتی قرار داشت. همان منطق دخالت در رفتار دیگران، تعیین مرز برای گفتار و تحمیل ارزشهای سنتی، ناموسی و مردسالارانه.
این جریان، بهویژه در برخورد با سیران عربی، چهرهای از مردان “با غیرت” و لمپن را به نمایش گذاشت که به جای پاسخ به یک شوخی یا نظر، تلاش کردند یک زن را به دلیل جسارت در بیان مورد تعرض و ارعاب قرار دهند. این همان فرهنگی است که به طور ویژه ای از جنبش کردایتی با نظر و عقاید دوران ارباب و رعیتی نشات و نیرو می گیرد و در تلاشی به غایت عقب مانده در صدد تحمیل آن بر زنان است.
اما این بار اتفاق مهمی افتاد.
جامعه کردستان یک قدم مهم به جلو برداشت. دفاع گسترده زنان و مردان آزادیخواه از سیران عربی، در برابر این تعرض سازمانیافته، نشان داد که بخش بزرگی از جامعه حاضر نیست نهی از منکر اسلامی را با نهی از منکر کردایتی جایگزین کند.
این دفاع گسترده، جامعه را نسبت به ماهیت فرهنگ و سیاستی که پشت این تعرض قرار داشت، آگاهتر کرد: فرهنگی که با نام کردایتی ظاهر میشود، در برخورد با آزادی،آزادی بیان، زن و زندگی اجتماعی، هنوز به سنتهای ارتجاعی، مردسالارانه و ناموسی متوسل میشود.
به یمن دفاع بزرگی که از سیران عربی در برابر این مردان و بعضا زنان “با غیرت” و لمپن جنبش کردایتی که می خواستند سیران را مقصر نشان بدهند، صورت گرفت، جامعه کردستان این بار نه فقط از یک زن، بلکه از حق خود در برابر فرهنگ تحمیل و سرکوب دفاع کرد.
این یک گام مهم به جلو در مبارزه برای آزادی و برابری در جامعه کردستان است.
۵ شهریور ۱۴۰۵
چماق “نهی از منکر” در دستان طرفداران کردایتی
اسد گلچینی
در رأس تعرض به سیران عربی به دلیل شوخی درباره محمد ماملی، انجمنها و جریانهایی قرار گرفتند که خود را پیشرو جنبش کردایتی میدانند؛ از جمله “انجمن هنرمندان مهاباد” و “خبرگزاری راسان”.
خبرگزاری راسان به بلندگوی این تعرض ارتجاعی تبدیل شد و حتی از دستگیری سیران عربی توسط نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی استقبال کرد؛ گویی قرار بود این تعرض، “درس عبرتی” برای سیران و مدافعان آزادی بیان باشد.
آنچه در این ماجرا دیدیم، بازتولید همان منطق “نهی از منکر” اسلامی بود؛ این بار با چماق آن در دستان بخشی از فرهنگ و سیاست کردایتی:
دخالت در رفتار دیگران آنجا که با ” شرع و سنت” کردایتی سازگار نیست و تعیین مرز برای گفتار و تحمیل ارزشهای سنتی، ناموسی و مردسالارانه.
در برخورد با سیران عربی، چهره مردان و بعضاً زنانی از جنس “با غیرت” و لمپن نیز به نمایش درآمد؛ کسانی که به جای پاسخ به یک شوخی یا نظر، تلاش کردند زنی را به دلیل جسارت در بیان مورد تعرض و ارعاب قرار دهند.
این فرهنگ، که بخشی از سیاست کردایتی هنوز از سنتها و مناسبات دوران ارباب و رعیتی تغذیه میکند، در تلاش است ارزشهای عقبمانده را بر زنان تحمیل کند.
اما این بار اتفاق مهمی افتاد.
جامعه کردستان یک قدم مهم به جلو برداشت.
دفاع گسترده زنان و مردان آزادیخواه از سیران عربی نشان داد که بخش بزرگی از جامعه حاضر نیست:
“نهی از منکر” اسلامی را با “نهی از منکر” کردایتی جایگزین کند.
این دفاع گسترده، جامعه را نسبت به ماهیت فرهنگی و سیاسی این تعرض آگاهتر کرد؛ فرهنگی که با نام کردایتی ظاهر میشود، اما در برخورد با زن، آزادی و آزادی بیان، هنوز به سنتهای ارتجاعی، مردسالارانه و ناموسی متوسل میشود.
به یمن این دفاع گسترده، جامعه کردستان این بار نه فقط از یک زن، بلکه از حق خود در برابر فرهنگ تحمیل و سرکوب دفاع کرد.
این یک گام مهم به جلو در مبارزه برای آزادی و برابری در جامعه کردستان است.
۵ شهریور ۱۴۰۵