
بهرام رحماني
همزمان با آغاز جنگ ١٢ روزه آمريكا و اسرائيل عليه ايران در سال گذشته، بهنظر ميرسيد لحظهاي سرنوشتساز براي رضا پهلوي، پسر آخرين شاه ايران، فرا رسيده است. او اگرچه حدود نيم قرن است كه پا بر خاك ايران نگذاشته و هيچ فعاليت سياسي چشمگيري هم نداشته، اما در آمريكا و اروپا در جلسات و سخنرانيها و گفتوگوهاي رسانهاي ادعاهايي كرده است كه از بيخ و بند بياساس بودند. براي مثال، رضاپهلوي در مصاحبه با رويترز، به ادعاي خود درباره ريزش چند هزار نفر از نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي و آمادگي براي پيوستن به او پاسخ داد…
اواسط سال ،١٤٠٤ پلتفرمي در شبكه اينترنشنال، شبكه حامي دولت اسرائيل، با نام «همكاري ملي» تبليغ ميشد تا افراد وابسته به نيروهاي مسلح ايران براي همكاري با پهلوي از طريق آن اقدام كنند. بعد از راهاندازي اين پلتفرم، رضا مدعي بود كه ٥٠ هزار نفر از نيروهاي نظامي در اين سكو ثبت نام كرده و آماده همكاري هستند و حتي عدهاي عددها را تا ١٢٠ هزار نفر هم بالا بردند. او بعدا و در مصاحبه ديگري درباره ادعاي ريزشيهاي نيروهاي مسلح در استدلالي مضحك گفت: «وقتي گفتم هزاران نفر از نيروهاي نظامي با ما در ارتباط هستند، منظورم اين بود كه تعداد زيادي پيام مستقيم دريافت كردهام از افرادي كه خود را عضو سپاه، بسيج، ارتش يا ديگر نهادهاي حكومتي معرفي ميكنند… مثلا ميگفتند “من عضو بسيج در مشهد هستم» يا «من در فلان منطقه عضو سپاه هستم»! رضا پهلوي روز ششم ماه مارس ،٢٠٢٦ كمي پس از آغاز حملات در شبكه اجتماعي ايكس نوشت: «مردم ايران از من خواستهاند كه پس از رفتن اين رژيم، رهبري دوران گذار را بر عهده بگيرم. من اين مسئوليت را پذيرفتهام.»؟! اين البته نخستين بار نبود كه رضا پهلوي چنين ادعاهايي را بيان كرد. او پيشتر نيز در فوريه ٢٠٢٥ و در جريان نشستي در ژنو، گفته بود: «به درخواست هموطنانم، من به جلو ميآيم تا اين جنبش و انتقال را رهبري كنم. نه براي خودم، نه براي پست يا قدرت، بلكه به خاطر انجام وظيفهام به عنوان يك ميهنپرست.» پهلوي در ماه مارس، در جريان كنفرانس «اقدام سياسي محافظهكاران» در تگزاس با يكي از «پرشورترين استقبالها» روبهرو شد. هنگامي كه روي صحنه رفت، حاميان سرسخت دونالد ترامپ، رئيسجمهوري آمريكا و چندين شهروند آمريكايي ايرانيتبار كه پرچم شيروخورشيد در دست داشتند، براي ٤٥ ثانيه ايستاده او را تشويق كردند. چهار روز بعد، اظهارات ترامپ در شبكه اجتماعي «تروتسوشال» منجر به وحشت بسياري از مهاجران ايراني شد. او نوشت: «ما ايران را به ورطه نابودي ميكشانيم، يا به قول معروف، به عصر حجر بازميگردانيم.»
پهلوي در گفتوگو با رويترز، مستقيما به اظهارات دونالد ترامپ درباره بازگرداندن ايران به «عصر حجر» نپرداخت اما برعكس، تاكيد كرد كه حملات نظامي بايد «تا حد امكان ضربات سنگيني به رژيم وارد كند» و …
به گزارش رويترز، همزمان، برخي از حاميان مالي پهلوي كه در يك گروه خصوصي واتساپ با يكديگر در ارتباط هستند، نهتنها از انتقاد كمرنگ او از تهديدهاي افراطي ترامپ در دوران جنگ سرخورده شدند، بلكه مسائل ديگري نيز آنها را نااميد كرد. در ماه فوريه، چند نفر كه خود را حامي پهلوي معرفي ميكردند، در وين با مهدي شاهپروري، صاحب يك رستوران ايراني، روبهرو شدند و از او خواستند پرچم شيروخورشيد را نصب كند. شاهپروري به رويترز گفت پس از مخالفت، آنها تهديد كردند كسبوكارش را نابود كنند، به كاركنان توهين كردند و مشتريان را ترساندند. ويديوي اين حادثه در شبكههاي اجتماعي منتشر شده است. در دادگاهي كه در اين مورد برگزار شد، مردي در دو فقره اتهام تهديد خطرناك و اجبار مجرم شناخته شد و دادگاه او را به پرداخت مبلغ نمادين ١٠٠ يورو به آقاي شاهپروري محكوم كرد. بنابر اعلام دادستاني وين، تحقيقات درباره يك زن مظنون همچنان ادامه دارد. همچنين به پرونده كشتهشدن مسعود مسجودي در كانادا و بازداشت دو نفر يعني مهدي احمدزاده و آرزو سلطاني به اتهام قتل او اشاره كرده و اين دو را از حاميان پهلوي دانستهاند. بنابر اين گزارش، مسجودي كه در ابتدا هوادار پهلوي بوده، در نهايت از او فاصله گرفته و در سال ٢٠٢٤ چندين شكايت را عليه پهلوي و برخي حاميانش در ديوان عالي بريتيش كلمبيا مطرح كرد. در يكي از اين شكايتها آمده بود: «رضا پهلوي از طريق دفتر، مشاوران، منشيها و همكاران خود سابقهاي مستمر در هدايت حملات سايبري عليه فعالان مخالف ايراني، بهويژه فعالان دموكراسيخواه، دارد.» مسجودي استدلال كرده بود كه رضا پهلوي «به نيابت، مسئول رفتار حاميان خود است»، زيرا آنها «تحت نفوذ او» عمل ميكردند. سعيد قاسمينژاد، مشاور ارشد پهلوي در ماه ژانويه ٢٠٢٦ در شبكه اجتماعي ايكس، تنها هدف جمهوري اسلامي را «از ميدان بهدر كردن رضا پهلوي» خواند و نوشت: «يا كنار شاهزاده رضا پهلوي هستيد يا كنار جمهوري اسلامي. اگر فرمانده ميدان را به هر بهانهاي تضعيف ميكنيد عامل دشمنيد.»!؟ …
***
در گزارش مفصلي كه رويترز روز سهشنبه ششم مردادماه ،١٤٠٥ با عنوان «تغيير رژيم؟ نگاهي به تلاش متزلزل رضا پهلوي براي رهبري ايران» منتشر كرد، آمده است كه فرزند ارشد محمدرضاشاه در حال حاضر با «حاميان مالي ناراضي، دست رد از طرف واشينگتن، و خشونت برخي از هوادارانش دست به گريبان است.» پهلوي، با اين همه، در مصاحبه نزديك به نيمساعته با نويسندگان گزارش تاكيد كرده است كه جمهوري اسلامي بهرغم تمام مشكلات «در آستانه سقوط است و خود او پلي است به سوي آيندهاي دموكراتيك» براي ايران. رويترز براي تهيه اين گزارش با بيش از ٥٠ نفر مصاحبه كرده است، از جمله هشت نفر كه هنوز با پهلوي در ارتباط هستند يا پيشتر در ارتباط بودهاند. سرخوردگي حاميان مالي
عدهاي از اين اشخاص حاميان مالي بزرگ رضا پهلوي در راه رهبري مردم براي گذر از حكومت فعلي در كشور بودهاند كه، به نوشته رويترز، اكنون از او سرخورده و ناراضياند.
كمتر از ١٠ نفر از اين حاميان مالي در دوره ٔ◌ اخير يعني پس از جنگ ١٢ روزه در تابستان سال ١٤٠٤ و «پس از آن كه در ديماه هزاران نفر در ايران نام رضا پهلوي را فرياد زدند»، بيش از سه ميليون دلار به دفتر پهلوي كمك كردهاند. به نوشته رويترز، در پي جنگ ١٢ روزه، ١٥ ايراني آمريكايي صاحب كسبوكار و تجارت در ايالات متحده گروهي در واتساپ تشكيل دادهاند كه خصوصي درباره اوضاع ايران حرف بزنند؛ گروهي كه در نهايت به ٢٨ نفر افزايش يافته است. ارزش شركتهاي اين افراد در بازار جهاني «بيش از يك تريليون دلار» تخمين زده ميشود. دارا خسروشاهي، مدير كمپاني اوبر، و حميد مقدم، مدير غول مستغلات در آمريكا، پرولوگيس، از جمله افرادي بودهاند كه در نهايت به دفتر پهلوي كمك مالي كردهاند، اما اكنون از رهبري او رضايت ندارند. خسروشاهي از طريق سخنگوي شركتش گفته است كه سلطنتطلب نيست و براي تأمين هزينه حفاظت از پهلوي كمك مالي كرده است. ويدئويي از ديدار خسروشاهي با ترامپ و محمد بن سلمان:
به گفته كامرون خوانسارينيا، رييس دفتر رضا پهلوي، اين كمكهاي مالي براي اموري چون سفر و پرداخت حقوق و حفاظت از او خرج ميشود. آنطور كه در گزارش رويترز آمده است، اين حاميان مالي بزرگ هم از اينكه پهلوي تهديدهاي شديداللحن دونالد ترامپ عليه مردم و تمدن ايران را محكوم نكرده ناراضياند و هم از اينكه او «توصيه آنها براي تلاش بيشتر در راه متحد كردن اپوزيسيون و محكوم كردن برخي هواداران افراطي خود» را پشت گوش انداخته است. يكي از اين حاميان كه رويترز به نامش اشاره نكرده، به اين خبرگزاري گفته است كه پس از مشاهده اين رويكرد پهلوي، ديگر به او كمك نكرده است. او گفته است: «ما همه آدمهاي تجارت و بازار هستيم. ميخواهيم سرمايهگذاريمان برگشتي هم داشته باشد.» رضا پهلوي در مصاحبه خود با رويترز در پاسخ به اين انتقاد گفته است: «من قرار نيست ماموريت را بر اساس انتظار و توقع يك حامي مالي عوض كنم. اين روش كار من نيست.»
«شما كسي نيستيد»
در گزارش رويترز درباره ناكامي پهلوي در كنترل برخي از هواداران افراطي و دستياران و مشاوران و حتي همسرش آمده است كه اين ناكامي يا پشت گوش انداختن كه مورد انتقاد حاميان مالي او هم بوده درنهايت به گسست و انشقاق بيشتر در اپوزيسيون ايران منجر شده است. رويترز در اين باره به اتفاقي اشاره ميكند كه در تورنتو كانادا پس از رونمايي از ائتلاف جورجتاون در واشينگتن با حضور دستكم حامد اسماعيليون، مسيح علينژاد و ياسمين پهلوي افتاده است. به نوشته رويترز، در مارس ،٢٠٢٣ در بحبوحه جنبش «زن، زندگي، آزادي»، وقتي اعضاي ائتلاف قرار بوده در تورنتو روي صحنه بروند، ياسمين پهلوي وارد اتاق شده و به اين اعضا گفته است كه شما در مقايسه با همسر من، رضا پهلوي، «هيچكس نيستيد.» همسر رضا پهلوي كه پس از آغاز جنبش «زن، زندگي، آزادي» در بسياري از رويدادهاي اپوزيسيون در خارج از كشور حضور داشته و بارها از طرف بخشهايي ديگر از اپوزيسيون ايران به تفرقهافكني و توهين به ديگران متهم شده، در بيانيهاي به رويترز گفته است كه اين اتفاق در تورنتو «كاملاً ساختگي است و چنين برخوردي در تورنتو اصلاً رخ نداده است.» برخلاف گزارشگران رويترز كه تلاش رضا پهلوي به عنوان اپوزيسيون را «كارزاري در حال فروكش كردن» توصيف كردهاند، پهلوي در مصاحبه خود ميگويد اينكه او نتوانسته جنبشي تودهاي به راه بيندازد «حقيقت ندارد.» آخرين وليعهد ايران در توضيح به فراخوان خود براي روزهاي ١٨ و ١٩ ديماه سال گذشته اشاره كرده كه بهگفته بسياري از كارشناسان و تحليلگران در به خيابان آمدن مردم در آن روزها مؤثر بود، اما در نهايت به كشتار هزاران نفر به دست نيروهاي امنيتي جمهوري اسلامي انجاميد. پهلوي همچنين در اين مصاحبه ادعا ميكند كه با «رهبرانِ» بيش از «هزار هسته ٔ◌ مختلف» از ميان كارگران و دانشگاهيان و گروههاي ديگر در داخل كشور در ارتباط است؛كساني كه «به محض اين كه راه باز شود، آماده مداخله هستند.» رويترز نتوانسته است تعداد كسان يا گروههايي را كه از داخل ايران با رضا پهلوي همكاري ميكنند، بهطور مستقل راستيآزمايي كند. او در پاسخ به انتقادهاي برخي از گروههاي اپوزيسيون در گفتوگو با رويترز گفته است كه منتقدان «نظرشان محترم است، بعضيها شايد از قيافه ٔ من خوششان نيايد و بعضيها هم شايد بخواهند من اين كار و آن كار را بكنم، ولي بهنظرم تا حد زيادي من از حمايت بسياري از افراد در داخل و خارج از كشور برخوردارم.» پهلوي كه پيشتر هرگونه مذاكره و مصالحه با حكومت ايران را رد كرده و از آتشبس دولت ترامپ با ايران هم انتقاد كرده، در مصاحبه خود گفته است كه از مردم ايران نبايد «بهعنوان ابزار مذاكره بهرهبرداري كرد. مردم براي باز شدن تنگه هرمز يا توافق هستهاي كشته نشدند، آنها براي آزادي جان باختند.» رويترز در پايان گزارش مبسوط و تحقيقي خود، با اشاره به اينكه پهلوي چند دهه است خواستار سرنگوني حكومت جمهوري اسلامي است، يادآوري كرده است كه دولت آمريكا در حال حاضر بار ديگر در حال مذاكره با تهران است و ديگر هيچ حرفي از تغيير رژيم نميزند. اكنون رضا پهلوي و حاميانش به تهديد و راهانداختن رعب و وحشت در ميان مخالفين سياسي خود در خارج كشور راه انداخته است. حضور در خيابان، موضوع مشتركي است كه هم جمهوري اسلامي و هم سلطنتطلبان كه پس از خشونتهاي سياسي مرگبار ديماه ١٤٠٤ حضور ميداني گستردهتري يافتهاند، بر آن تاكيد دارند. آنها در تجمعات خود و در خارج كشور سلطنتطلبان، همواره عليه نيروهاي سرنگوني آزاديخواه و برابريطلب و چپ و كمونيست سخن ميگويند و حتي گاهي برخورد فيزيكي هم ميكنند. در نتيجه، خيابان در عمل به ابزار رسانهاي اصلي پادشاهيخواهان براي تقابل با آن نيروهايي تبديل شده كه از آن با برچسب «پنجاهوهفتيها» ياد ميكنند. در اين حضور خياباني، معترضان در اشكال نمادين متفاوتي ظاهر شدهاند؛ در مواردي با پوشش «سياهجامگان»، ساواك و گارد جاويدان و اجراي رژه دست زدهاند.
رژه پادشاهيخواهان با نماد ساواك(سازمان اطلاعات و امنيت كشور در رژيم پيشين) در خيابانهاي اروپا در خردادماه ،١٤٠٥ بار ديگر نام ساواك را بر سر زبانها انداخت و بازشناسي و ارزيابي دوباره آن را، بهويژه براي نسلهاي پس از انقلاب ضروري ساخت. اين رژه ازآنرو پرسشبرانگيزتر ميشود كه در پاسخ به فراخوان رضا پهلوي، در «اعتراض به خاموشي سراسري اينترنت، بازداشتهاي گسترده و ادامه اعدام» در ايرانِ تحت حاكميت جمهوري اسلامي برگزارشده بود، درحاليكه ساواك در دوران فعاليت خود، بهعنوان نماد سركوب سياسي، خفقان و نقض حقوق بشر شناخته ميشد و بارها از سوي نهادهاي بينالمللي و سازمانهاي حقوق بشري محكومشده بود. برگزاركنندگان اين رژه، اما پا را از اين فراتر گذاشته و خواستار «احيا و گسترش ساواك براي شناسايي عوامل جمهوري اسلامي و اپوزيسيونهاي جعلي و نفوذي» شدند و حتي از تشكيل و عضوگيري آن خبر دادند! از سوي ديگر، حاميان رضا پهلوي با لباسهاي نظامي گارد جاويان و سياهپوشان در خيابانهاي كشورهاي غربي رژه رفتند. احتمال دارد برخي از اين افراد در اسرائيل دورههاي امنيتي-نظامي داده باشند. شاهزاده رضا پهلوي از نيروهايي كه آنها را «گارد جاويدان» مينامد خواست از شرايط موجود استفاده كنند و نيروهاي جمهوري اسلامي را «بيش از پيش فرسوده و تضعيف كنند تا زمينه فروپاشي نهايي آنها فراهم شود.»
پهلوي در اين بيانيه ويدئويي خطاب به «گارد جاويدان» گفت: «به شما گفته بودم كه كمك در راه است. اكنون آن كمك رسيده است.» رضا پهلوي خطاب به «گارد جاويدان» گفت: «حفظ جان خود را در اولويت قرار دهيد چرا كه حضور شما در نبرد نهايي براي حفاظت از سيل ميليوني جمعيت، لازم و ضروري است.» رضا پهلوي از «گارد جاويدان» خواست دستگاه سركوب جمهوري اسلامي را تضعيف كنند تا زمينه فروپاشي حكومت فراهم شود. او تاكيد كرد اين فراخوان براي تظاهرات خياباني نيست، بلكه براي وارد آوردن «ضربههاي هوشمندانه و موثر» به نيروهاي سركوب است. تظاهرات طرفداران رضا پهلوي با تيشرتهايي با لوگوي ساواك در اوايل ماه مه امسال، بحثهاي بسياري را برانگيخت. پخش خبر ديگري درباره تظاهراتي با تيشرتهاي سياه و ظاهر فاشيستي توسط سلطنتطلبان، بر آتش بحثها نفت ريخت. در بيانيهاي كه در ماه مه، از طرف افرادي كه خود را «گروه مردمي ساواك» معرفي ميكنند، در تجمع رگنسبورگ آلمان خوانده شد، اين گروه با ستايش از عملكرد سازمان اطلاعات و امنيت كشور در دوران محمدرضاشاه پهلوي، خواهان «احيا و گسترش ساواك براي شناسايي عوامل جمهوري اسلامي و اپوزيسيونهاي جعلي و نفوذي» شدند. يك روز پيش از آن، گروه ديگري از ايرانيان در دانمارك با لباسهايي يكدست شبيه يونيفرم نظامي تجمع كرده بودند كه آن هم واكنشبرانگيز شد. پيشتر در شهرهايي از جمله لندن، منچستر و گلاسگو گروهي يكدست سياهپوش با عنوان «گارد جاويدان» تجمع كرده بودند. ساواك، سازمان اطلاعات و امنيت كشور در ايران بود كه از ١٣٣٥ تا ١٣٥٧ فعاليت ميكرد. اما پس از بيش از چهار دهه و در نسل معترضان جنبش «زن، زندگي، آزادي»، از انتشار تصويري از پرويز ثابتي، از روساي وقت ساواك، در تجمعي در سال ١٤٠١ در آمريكا آغاز شد. گروهي از پادشاهيخواهان با ارجاع به برخورد ساواك با چهرههايي از جمله آنهايي كه بعدها از سران جمهوري اسلامي شدند، عملكرد آن را موجه ميدانند. مخالفان اما با اشاره به سابقه اين نهاد در برخورد با منتقدان شاه، ساواك را به «خشونت و شكنجه سيستماتيك» متهم ميكنند. آنها ميگويند با رژه و بيانيههاي اخير نگران «ترويج خشونت و رويكردهاي اقتدارگرا و فاشيستي» شدهاند. حتي تعدادي از زندانيان سياسي زمان شاه در آمريكا، از پرويز ثابتي شكايت كردهاند و پرونده او در جريان است.
يكشنبه ٢٠ ارديبهشت ١٤٠٥(١٠ مه ٢٠٢٦) مركز شهر رگنزبورگ در ايالت بايرن در جنوب آلمان يكي از چند شهري بود كه قرار بود تجمعي در آن براي «توقف اعدامها، آزادي زندانيان سياسي و دسترسي آزاد به اينترنت در ايران» برگزار شود. فراخوان اين تجمع رضا پهلوي در شبكههاي اجتماعي رسمي خود اعلام كرده بود. تصويري از اين تجمع كه در آن چندين نفر از شركتكنندگان به شكلي متحدالشكل در صفوفي هماهنگ تيشرتهايي سفيد با نماد ساواك به تن داشتند، به موجي از واكنشها دامن زد. رضا پهلوي در ١٥ خرداد ،١٣٩١ در گفتوگويي با روزنامه جروزالم پست اسرائيل، در پاسخ به پرسشي درباره ساواك چنين ميگويد: «برخي از كاركنان ساواك افراط كردند، سركوبهاي زيادي وجود داشت، اقدامهاي غيرضروري زيادي مانند شكنجه صورت گرفت كه من نه تنها نميتوانم بهراحتي از كنار آنان بگذرم، بلكه آنها را محكوم ميكنم.» همچنين در بخشي از كتاب «زمان انتخاب» رضا پهلوي آمده است: «وجود شكنجه (در ساواك) نيز اثبات شده و كسي نميتواند آن را انكار كند. براي من شكنجه نه تنها خلاف قانون، بلكه كاري غيرانساني است و قادر به پذيرش و توجيه آن نيستم. اين موضوع براي من بسيار دردناك است چرا كه نهايتا پدرم مسئول آن شناخته ميشود. اما از نظر من، محكوميت شكنجه، محكوميتي اصولي است، حتي اگر پاي پدرم در ميان باشد. نميتوانم هيج توجيهي براي اين قبيل اعمال پيدا كنم.» تشكيلات مربوط به ضدجاسوسي ساواك بهطور كامل بعد از انقلاب ١٣٥٧ حفظ شد و ذيل نخستوزيري قرار گرفت. نسل اول كارشناسان ضدجاسوسي پس از انقلاب را نيروهاي آموزشديده ساواك تعليم دادند. نيروهايي كه يا دوره آموزشي را در كشورهاي خارجي گذرانده بودند يا در ايران تحت تعليم مربيان خارجي قرار گرفتند. بعضي كارشناسان خبره حوزههاي موضوعي طي سالهاي بعد طرف مشورت قرار گرفتند. منوچهر هاشمي رييس ضدجاسوسي ساواك در تاريخ شفاهي هاروارد كه سال ١٩٨٥(١٣٦٣) در لندن ضبط شد، به اين موضوع اشاره ميكند كه ٨٠ تا ٩٠ درصد كادر ضدجاسوسي ساواك مشغول فعاليت هستند…
«شاهزاده رضا پهلوي از «ائتلافي رو به رشد از افراد همفكر» براي مبارزه با جمهوري اسلامي خبر داد.»(اينديپندنت فارسي، شنبه ٤ مرداد ١٤٠٤ برابر با ٢٦ ژوئيه ٢٠٢٥)
به نوشته اين نشريه، «شاهزاده رضا پهلوي در گفتگو با نشريه پوليتيكو اعلام كرد كه دستكم ٥٠ هزار نفر از نيروهاي حكومتي و نظامي به كارزار «همكاري ملي» براي سرنگوني جمهوري اسلامي پيوستهاند. شاهزاده رضا پهلوي حدود يك ماه پيش اعلام كرد كه در حال ايجاد يك راه ارتباطي امن براي كساني است كه قصد دارند مسيرشان را از جمهوري اسلامي جدا كنند و براي سرنگوني رژيم حاكم بر ايران قدم بردارند. او روز هشتم تير در پيامي ويديويي تاكيد كرد: «تنها نيروهايي كه دستشان به خون مردم آلوده نيست، مورد خطاب من هستند.» رضا پهلوي درباره «كارزار همكاري ملي» براي ارتباط مستقيم نيروهاي نظامي، انتظامي، امنيتي و دولتي با او و تيمش، اعلام كرد كه اين مسير براي نيروهايي طراحي شده كه تمايل دارند «به ملت بپيوندند.» او در گفتوگو با پوليتيكو از پيوستن بيش از ٥٠ هزار نفر به اين كارزار خبر داد و تاكيد كرد كه اين رقم نياز به بررسي و تاييد كامل دارد. او افزود كه او و تيمش ميكوشند با عناصر كليدي در نيروهاي نظامي، شبهنظامي و امنيتي ايران، كه در سرنگوني علي خامنهاي و ايجاد يك دولت سكولار جديد نقش بالقوهاي خواهند داشت، ارتباط برقرار كند. او همچنين افزود: «هر هفته تعداد بيشتري به ما ميپيوندند. با اين حال بايد دادهها را تجزيه و تحليل كنيم كه يك فرايند دشوار است و مدتي طول خواهد كشيد، اما پيامهايي كه دريافت ميكنيم بسيار زيادند.» رضا پهلوي در ادامه گفت كه يك وبسايت جداگانه براي شهروندان عادي ايراني راهاندازي خواهد شد تا براي پيوستن به كارزار همكاري ملي عليه جمهوري اسلامي ثبتنام كنند.
بنا به گزارش بيبيسي، ١ مرداد ١٤٠٥ – ٢٣ ژوئيه ،٢٠٢٦ دفتر آقاي پهلوي ميگويد تماسهاي اوليه و غيررسمي او با افرادي كه خود را اعضاي بسيج، سپاه و ديگر نهادهاي حكومتي معرفي ميكردند، بعدها با راهاندازي پلتفرم «همكاري ملي» در تابستان ١٤٠٤ شكل سازمانيافتهتري پيدا كرد. در اين بيانيه آمده است كه پس از راهاندازي اين پلتفرم، «دهها هزار نفر از سراسر نهادهاي سياسي، نظامي و اداري ايران در آن ثبتنام كردند. هزاران نفر از آنان عضو نيروهاي مسلح بودند.» بر اساس اين بيانيه، «برخي ديگر در نهادهاي مدني سمت داشتند. در ميان آنان، مقامهاي ارشد حكومتي و نظامي نيز بودند كه هويتشان با استفاده از كارتهاي شناسايي ملي تأييد شده بود. برخي ديگر از اعضاي نيروهاي مسلح بودند كه بعدتر در خيزش ٨ و ٩ ژانويه كشته شدند.» بيبيسي فارسي، مينويسد: امكان راستيآزمايي مستقل اين موضوع را ندارد. با توجه به ماهيت امنيتي اين ارتباطات، دفتر آقاي پهلوي نيز شواهدي منتشر نكرده است كه امكان تاييد مستقل اين ادعاها را فراهم كند. بيبيسي، ادامه ميدهد: رضا پهلوي، همچنين در هشتم تير ،١٤٠٤ در پيامي ويدئويي گفته بود براي ارتباط مستقيم نيروهاي نظامي، انتظامي، امنيتي و دولتي با خود و تيمش «يك كانال امن» اينترنتي ايجاد كرده است. او تاكيد كرده بود دعوت او تنها شامل آن دسته از نيروهايي ميشود كه «دستشان به خون مردم آلوده نيست.» پهلوي سپس از نظاميان و نيروهاي امنيتي خواست براي برقراري ارتباط امن، «كيوآر كد» يك «شبكه امن» را كه در برنامه زنده يكي از شبكههاي فارسيزبان خارج كشور نمايش داده ميشد، اسكن كنند. اين اظهارات رضا پهلوي هم در آن زمان و هم طي ماههاي بعد، واكنشهاي زيادي داشت و منتقدين اين موضوع را مطرح ميكردند كه چرا او با اطمينان دادن به مردم درباره ريزش نيروها، فراخوان داد. در جريان اعتراضات روزهاي ١٨ و ١٩ ديماه سال گذشته، شمار بسيار زيادي از معترضان توسط نيروهاي امنيتي و انتظامي كشته شدند. خبرگزاري رويتر روز ٦ مرداد ،١٤٠٥ از جمله نوشته بود: با آغاز جنگ ايالات متحده و اسراييل عليه ايران در سال جاري، بهنظر ميرسيد لحظهاي سرنوشتساز براي رضا پهلوي، فرزند شاه مستبدي كه در سال ١٩٧٩ سرنگون شد، فرا رسيده است. پهلوي با وجود اينكه نزديك به نيم قرن است قدم به خاك ايران نگذاشته، بهطور فعال در ايالات متحده و اروپا در حال كمپين و فعاليت بوده است. او اواخر فوريه(در اسفند ١٤٠٤)، مدت كوتاهي پس از آغاز جنگ، در شبكه اجتماعي ايكس اعلام كرد: مردم ايران از من خواستهاند تا رهبري دوران گذار پس از رفتن رژيم را برعهده بگيرم. من اين مسئوليت را پذيرفتهام.
گفته ميشود در اعتراضات دي ماه، آدمكشان جمهوري اسلايم هزاران معترض را به گلوله بستند و كشتند. اما حتي يك نمونه اعلام نشد كه از نيروي ٥٠ هزار نفري مورد ادعاي رضا پهلوي، يك نفر از ماموران جمهوري اسلامي به صف مردم بپيوندند و يا گلوله خود را نه بهسوي مردم، بلكه بهسوي همكاران خود بگيرند؟! اما جالب است كه در ٦ مارس، پليس جسد «مسعود مسجودي»، دانشگاهي و معلم رياضي متولد ايران را كه در نزديكي ونكوور زندگي ميكرد، پيدا كرد. اندكي پس از آن، مقامات دو تن از حاميان پهلوي را بهقتل او متهم كردند. مسجودي يك فعال سياسي بود كه پيش از اين، از رضا پهلوي حمايت ميكرد و حتي در سال ٢٠٢١ در يك گفتوگوي ويديويي طولاني با او شركت كرده بود. به گفته فردي كه آنها را ميشناخت، او همچنين با دو تن از نزديكترين دستياران پهلوي يعني قاسمينژاد و امير اعتمادي ارتباط داشت؛ همه آنها تقريبا در يك زمان در دانشگاه تهران تحصيل كرده بودند. اين سه مرد بعدا به اعضاي فعال يك گروه سياسي طرفدار پهلوي به نام دانشجويان و دانشآموختگان ليبرال ايران تبديل شدند. مسجودي و اعتمادي همچنين به شبكه فرشگرد پيوستند كه آنهم از رضا پهلوي حمايت ميكرد. قاسمينژاد تاييد كرد كه با مسجودي همدانشگاهي بوده اما گفت كه چند سالي است با او در تماس نبوده است. اعتمادي به درخواستها براي اظهارنظر پاسخ نداد. اما مسجودي در نهايت راه خود را از پهلوي جدا كرد. در سال ،٢٠٢٤ او مجموعهيي از شكايتها را در دادگاه عالي بريتيش كلمبيا عليه پهلوي و برخي از حاميانش تنظيم كرد كه در نهايت شامل هزاران صفحه اسناد دادگاه شد.
در يكي از اين دادخواستها ادعا شده بود: پهلوي از طريق دفتر، مشاوران، منشيها و همكارانش، سابقهاي مداوم در هدايت حملات سايبري به فعالان مخالف ايراني، بهويژه فعالان دموكراسيخواه دارد مسجودي استدلال كرده بود كه پهلوي مسئوليت نيابتي رفتار حاميانش را برعهده دارد زيرا بهگفته او، آنها تحت نفوذ او عمل ميكردند. پهلوي در ابتدا به دو شكايت عليه خود پاسخ نداد. اما پس از اينكه متوجه شد مسجودي احكام غيابي عليه او دريافت كرده است، در نوامبر ،٢٠٢٥ دو سوگندنامه رسمي ارائه داد كه در آنها اتهامات مسجودي را رد كرد. او در هر دو سوگندنامه خود اظهار داشت: من خواهان پرونده، مسعود مسجودي را نميشناسم. با اين حال، اين دو مرد بهصورت آنلاين با يكديگر ديدار كرده بودند. بهگفته يك فرد مطلع، در جولاي ،٢٠٢١ مسجودي در يك تماس ويديويي خصوصي در زوم با پهلوي و دو فعال ديگر شركت كرده بود. مسجودي آن را ضبط كرد و بعدا بخشي از تماس را كه او و پهلوي با هم گفتوگو ميكردند در يوتيوب منتشر نمود. علاوه بر اين، سعيد حسينپور، از اعضاي فعال فرشگرد، گفت كه مسجودي در برخي از تماسهاي گروهي زوم كه اعضاي آن با پهلوي داشتند، حضور داشته است. اما در اواخر سال گذشته، مسجودي متقاعد شد دو تن از وفاداران سرسخت رضا پهلوي كه او از آنها نيز شكايت كرده بود، در حال توطئه براي ترور او هستند. در ماه اكتبر، او در شبكه ايكس ادعا كرد كه متهمان به توطئه -مهدي احمدزاده رضوي و آرزو سلطاني- تلاش كردهاند تا به مادهاي كشنده براي كشتن او دست يابند تا شكايتهاي او عليه پهلوي و ديگران متوقف شود. رزيتا فاطمي، يك پزشك محلي، بعدا سوگندنامهاي ارائه داد و اعلام كرد كه در سپتامبر ٢٠٢٥ با اين دو متهم ديدار كرده و يكي از آنها از من دارويي خواست تا «از شر او خلاص شوند.» بر اساس روند گفتوگو، متوجه شدم كه سوژه سلطاني براي درخواست آن دارو مسجودي بوده و هدف آنها قتل او بوده است فاطمي گفت كه اين درخواست را رد كرده است. برخي از دوستان مسجودي به رويترز گفتند كه او پيامهايي براي آنها فرستاده و از آنها خواسته بود در صورت قتل وي، اين پيامها را به پليس تحويل دهند. در يكي از اين پيامها به تماس تصويري زوم او با پهلوي اشاره شده بود. در اوايل فوريه، همسايگان گزارش مفقود شدن مسجودي را دادند. ماه بعد، پس از پيدا شدن جسد وي، دو نفري كه مسجودي آنها را به طراحي قتل خود متهم كرده بود، بهقتل درجه اول متهم شدند. وكلاي اين دو متهم به درخواستها براي اظهارنظر پاسخ ندادند. متهمان همچنان در بازداشت به سر ميبرند… ابزار اصلي جمهوري اسلامي براي سركوب داخلي و اعمال قدرت در خارج از كشور، سپاه پاسداران انقلاب اسلامي است. دفتر پهلوي هم براي سركوب مخالفين خود در خارج كشور، ساواك و گارد جاويدان و سياهجامگان تشكيل داده است. پس از بمباران ايران توسط اسراييل در جنگ ١٢ روزه سال گذشته، ١٥ تن از چهرههاي برجسته تجاري ايراني-آمريكايي يك گروه واتساپ را براي گفتوگوهاي خصوصي درباره اوضاع راهاندازي كردند. اين گروه در نهايت به ٢٨ عضو رسيد. بهگفته يكي از اعضا، شركتهايي كه آنها رهبري ميكنند در حال حاضر ارزش بازاري معادل بيش از ١ تريليون دلار دارند. يكي از اعضاي گروه گفت: آنها اين باور را نداشتند كه پهلوي فرد مناسبي است اين منبع افزود در نهايت، كمتر از ١٠ نفر در مجموع بيش از ٣ ميليون دلار كمك كردند. پهلوي به رويترز گفت كه اخيرا شروع به درخواست كمكهاي مالي بزرگ كرده است. او گفت در گذشته، بيشتر بودجه او از كمكهاي مالي كوچك تامين ميشد بدون اينكه حتي يك پني از منابع عمومي خارجي يا دولتي تامين شده باشد رويترز نتوانست بهطور مستقل تمام منابع مالي او را تاييد كند. كامران خوانسارينيا، رييس دفتر پهلوي، گفت كه اين بودجه عمدتا صرف امنيت، سفر، حقوق كاركنان، پروژههاي رسانهيي و برنامهريزي براي انتقال به يك دولت جديد ميشود. يكي از حاميان مالي ايراني-آمريكايي گفت تصور ميشد پهلوي به توصيههاي حاميان مالي خود توجه بيشتري خواهد كرد. اما با وجود تماسهاي ويديويي مكرر بين پهلوي و برخي از اين فعالان تجاري، ثابت شد كه اوضاع اينگونه نيست. اين كمككننده ديگر مبالغ بيشتري پرداخت نكرده است: ما همگي تاجر هستيم. شما انتظار داريد سرمايهگذاريتان بازگشت داشته باشد. اكنون با گرمتر شدن دوباره تنور جنگ، پهلوي با آزموني حياتيتر براي رهبري خود نسبت به رويارويي با حاميان مالي نااميد روبهروست. رويترز در پايان خاطرنشان ميكند: دولت ترامپ همچنان به مذاكره با حكومت تئوكراسي ايران ادامه ميدهد. و واشنگتن تغيير رژيم را كه پهلوي به آن نياز دارد، مطالبه نميكند.
در پايان ميتوانيم تاكيد كنيم اين اولين بار نبود كه نماد ساواك در تجمعات اعتراضي هواداران بازگشت پادشاهي به چشم ميخورد، اما يكدستترين و اولين آن از اين نوع بود. پيش از اين، حضور افرادي سياهپوش در خيابانهاي لندن با هدايت فردي كه بهعنوان يكي از چهرههاي شناختهشده سازماندهي تجمعات هواداران نظام پادشاهي شناخته ميشود، خبرساز شده و بسياري آن را يادآور حضور خياباني گروههايي با رويكردهاي «افراطي و فاشيستي» ارزيابي كردند. در حالي كه ساواك در حافظه جمعي بخش بزرگي از جامعه ايران، نماد دستگاهي است كه كنترل سياسي، شكنجه، بازجويي، سانسور و حذف مخالفان را سازماندهي ميكرده است. اكنون بازگشت اين نمادها، رسما و علنا به فضاي عمومي، براي احيا حكومت ساوك محمدرضا پهلوي است. تقدسسازي ساواك، پذيرش شكنجه و سركوب. وحشت و ترو، معني ديگري ندارد. ساواك و گار جاويدان، يادآور «رعب و وحشت و نماد يك حكومت فاشيستي» است. اين نوع حضورها اين پرسش را در جامعه ايراني خارج كشور، برانگيخته است كه پيام رضا پهلوي و حاميانش چيست؟ بازتوليد نوعي نوستالژي سياسي، يا نوعي فانتزي مبتني بر ترس؛ آن هم در شرايطي كه از يك طرف جنگ خانمانسوز آمريكا عليه ايران و از طرف ديگر، سركوبها و اعدامهاي روزانه حكومت و… بخش زيادي از آن بخش از توابيني كه در زندانهاي جمهوري اسلامي با شكنجهگران و آدمكشان معرفي همچون لاجوردي، جاج داود و … دمخور شده بودند و وزارت اطلاعات آنها را براي شكا مخالفين و شناساسايي خانهها تيمي مجاهدين و غيره به خيابانها ميبردند و ،… اكنون در كنار رضا پهلوي قرار گرفتهاند. يا هر چهره جمهوري اسلايم مانند نصيري به راحتي به خارج كشور ميايند و در كنار رضا پهلوي قرار ميگيرند خود نشاندهنده يك نوع همكاري نانوشته بين رضا پهلوي و جمهوري اسلامي ايران! حضور سياه جامگاني كه با بنيتو موسوليني، رهبر حزب فاشيست ملي ايتاليا، شناخته ميشوند، افرادي كه در اين تجمعها با پوشيدن لباسهاي نظامي خود را اعضاي «گارد جاويدان» مينامند و يا در موردي با برتن كردن پيراهنهايي با نشان سازمان اطلاعات و امنيت حكومت پهلوي(ساواك) در راهپيماييهاي پادشاهيخواهان حاضر ميشوند. در هر صورتي و به هر دليلي، بازتوليد چنين نمادها، در كنار طرفداري از جنگ اسرائيل و آمريكا عليه ايران و اميد بستن به مداخله نظامي و «رژيم چنچ» در تاريخ سياسي ايران و منطقه و جهان تجربه شكستخوردهاي است.
در آلمان با تيشرت ساواك رژه ميروند و در لندن سياهپوشان و كپنهاك گارد جاويدان راه انداختهاند… در نفرتپراكني و تلاش براي ارعاب مخالفان، از همه مرزهاي سرخ عبور كردهاند. جرياني كه با حمايت مالي، سياسي و رسانهاي سازمانهاي امنيتي «سيا» و «موساد»، لابيهاي يهودي بهويژه دولت اولترا دست راست و نسلكش بنيامين نتانياهو، در سوداي كسب قدرت در ايران است ابزار همان دولتهايي هستند كه دههاست روزگار مردم ليبي، سوريه، عراق و افغانستان سياه كردهاند و مردم اين كشورها را در معرض دايمي تروريسم و جنگ و كشتار و خانهخرابي قرار دادهاند! بهعلاوه، در كشوري كه تجربه هولوكاست و گشتاپو(نازيها) و ويراني آلمان در جنگ جهاني دوم، هنوز در حافظه تاريخي جامعه زنده است و نگاه بخش بزرگي از مردم به برخي احزاب و سازمانها، نهادهاي اطلاعاتي-امنيتي خود آلمان با بدبيني و بياعتمادي همراه است، عدهاي پهلويطلب افراطي و شعبان بيمخي با تيشرتهايي مزين به لوگوي ساواك رژه رفتند؛ سازماني كه يادآور سركوب، شكنجه و خفقان سياسي در دوران ديكتاتوري پهلوي است! اسكات اندرسون، نويسنده كتاب شاه شاهان: انقلاب ايران(كتابي در سال ٢٠٢٥ درباره قيامي كه منجر به سرنگوني پدر پهلوي شد)، گفت: او در نوعي حباب سلطنتطلبي زندگي كرده است.
اندرسون افزود: تمام چيزهايي كه من هميشه از مردم جامعه مهاجران ايراني درباره او شنيدهام اين است كه او تا حدي بيوزن و غيرجدي است. چهارشنبه چهاردهم مرداد -١٤٠٥پنجم آكوست
بهرام رحماني
bahram.rehmani@gmail.com